چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۰۲ ب.ظ یاسین کیانی
آنکس که نداند و نداند که نداند...! (ما و جهان رسانه های مدرن 3)

آنکس که نداند و نداند که نداند...! (ما و جهان رسانه های مدرن 3)

میگویند در روزگاران خیلی قدیم، دوره ای بوده که در آن انسان ها توی غار زندگی میکرده اند،تکه سنگهای دور و  برشان را تا میتوانسته اند تیز میکردند و میگرفتند دستشان و می افتادند به جان حیوانات خوش گوشت اطراف، و بعد که خوب دلی از عزا در آوردند از فرط خوشی و فراغت با همان آلات قتاله ، شرح قهرمانیهای هنگام شکارشان را روی در و دیوار غار حک میکردند و بعد هم احتمالا از ترس شکارچیان زبده تر طبیعت زنها را میفرستاده اند روی درخت و مردها تا صبح سنگ در مشت کشیک درندگان تیز چنگال را میداده اند. باستان شناسان به چنین دوره ای میگویند عصر پارینه سنگی.

 

بعد ها احتمالا یک روز که یکی از این آدمهای عصر پارینه سنگی داشته دو تا سنگ چخماق را به هم میکوبیده که ازشان سلاح بسازد چند تا جرقه دیده و آن قدر با هوش بوده که بفهمد که میشود از این دو تا سنگ نور و گرما گرفت و این طوری بشر را ناغافل انداخته توی دوره ای که عصر آتش صدایش میکنند

 

بعد تر ها مثلا خوش فکر دیگری توانسته از طبیعت آهن خام را استخراج کند و به کار بگیردش و به این ترتیب عصر جدیدی در زندگی بشر رقم زده به نام عصر آهن

و همین طور بیایید تا روزی که اولین دانه ی گندم به امید خوشه شدن توی زمین کاشته شد و عصر کشاورزی شروع شد و بعد ها که ماشین بخار ،انسانها را برد به عصر صنعت.

حالا در ادامه ی این سنت نامگذاری اعصار و دوره های زندگی بشر،اگر بخواهیم برای روزگار خودمان اسمی انتخاب کنیم به اتفاق آرا عصر اطلاعات را انتخاب خواهیم کرد.اطلاعات کلید واژه ی جهان فوق مدرن امروزیست.اگر روزگاری آن مرد بدوی باهوش ،با کوبیدن دو تا سنگ به هم،توانست نور و گرما را به جهان بشر هدیه کند  یا اگر استفاده از آهن،انسانها را به توانایی نامحدود ابزار سازی مجهز کرد، و یا اگر کشاورزی ،توان کنترل محیط طبیعی را به انسان اضافه کرد و غذایش را از انحصار شکار در آورد و بعدها جهان صنعتی شده ی مدرن، طبیعت را به تسخیر بشر در آورد و توان تولید انبوه به او داد،لا جرم در این روزگار جدید که دوران اطلاعات است هم باید تغییر بزرگی در زندگی بشر اتفاق افتاده باشد.و چه تغییری بزرگتر از همان چند دکمه ای که با فشردنش میتوان با آن سوی جهان ارتباط برقرار کرد؟اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اصلا چند نفر از ما آدمهای دوران انفجار اطلاعات،واقعا به فشردن آن چند دکمه و مرتبط بودن با آن سوی جهان نیاز داریم؟آتش و گرما و ابزار و کشاورزی و صنعت و تکنولوژی هر کدامشان به تنهایی توانستند زندگی واقعی روزمره ی ما را متحول کنند و ما را در پاسخ به نیاز های واقعی مان توانمند تر کردند.اما آیا فشار دادن آن چند دکمه هم یک نیاز واقعیست؟

ادامه مطلب...
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۲ ۲ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
یاسین کیانی
يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۷ ب.ظ جهان تیغ
از فرصت انقلاب تا فرصت شب قدر

از فرصت انقلاب تا فرصت شب قدر

 

با وقوع انقلاب اسلامی نعمتی الهی و فرصتی بی همتا برای برپایی قدم به قدم نظامی  جامع در ابعاد سیاسی فرهنگی و اقتصادی بر اساس اسلام شیعی  در اختیار مومنین شیعه قرار گرفته است. و این فرصت تاریخی پس از قرنها مبارزه ، شکنجه ، تبعید و شهادت برای شیعیان ایجاد شده است. در دوران حکومت طاغوت ، اسلام به صورت دین فردی و گاها بهمراه تقیه در تفکر اجتماعی و حکومتی ارایه شده است که در نتیجه بیشتر ناظر به زندگی فردی و روابط فردی چهارگانه با خلق-خدا-خود و هستی بوده است.

قطعا در این دوران عبادات نیز جنبه شخصی و فردی داشته است. و در این نحوه دین داری فردی،در شب قدر نیز محتوای خواسته ها و دعاها فردی و شخصی است. اما هم اکنون که اسلام شیعه از  انقلاب سال 57 که انقلاب در  ساختار سیاسی کشور بود و  بجای ولایت طاغوت، ولایت فقیه که همان ولایت ائمه اطهار و رسول ا... است قرار داده شده است  تاکنون در حال ایجاد ساختار های فرهنگی و اقتصادی  برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی است باید عمق عبادات و افق نگاه تغییر کند.

ادامه مطلب...
۲۸ تیر ۹۴ ، ۱۵:۲۷ ۱ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
جهان تیغ
جمعه, ۲۶ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۶ ق.ظ علی حیدری
تقوای نقد

تقوای نقد

بررسی الزامات یک نقد منصفانه

 

رمضان چند سال قبل  فرزاد جمشیدی مجری برنامه «یاد خدا» شبکه یک صداوسیما در سحرها بود. مجری بسیار توانمندی که با اجرای عمیق و دقیقش شهرت زیادی پیدا کرده بود. تا اینکه زمزمه ­های ناجوری در مورد ایشان شنیده شد. شاکی خصوصی­ ای پیدا شده بود و در مورد ایشان ادعاهایی را مطرح کرد. برخی سایت‌ها هم با آن شاکی خصوصی مصاحبه کردند و خلاصه آبرویی از این بنده خدا ریختند دیدنی! تا جایی که ایشان در بیمارستان بستری شد و نهایتاً طی نامه ای برای همیشه از تلویزیون و دوربین خداحافظی کرد.

در این یادداشت نمی­ خواهیم به موضوع فرزاد جمشیدی و حاشیه ­هایش بپردازیم. یاد آن خاطره بابت مثالی بود از یک بی­تقوایی رسانه ­ای و تأثیر مخربی که یک نقد نابجا می­تواند داشته باشد. موضوع این یادداشت بررسی جایگاه نقد و اصول کلی است که یک فعال رسانه­ ای باید در نقد کردن مدنظر داشته باشد.

  

ادامه مطلب...
۲۶ تیر ۹۴ ، ۱۱:۰۶ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
علی حیدری
جمعه, ۲۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۵:۲۶ ق.ظ یاسین کیانی
جعبه ی جادو(ما و جهان رسانه های مدرن 2)

جعبه ی جادو(ما و جهان رسانه های مدرن 2)

اگر یادداشت قبلی را خوانده باشید(که اگر نخوانده اید محبت کنید بروید به دو تا پست پایین تر و بخوانیدش!) میدانید که حرف از تفاوت میان انواع رسانه ها و نوع اثر و کاربرد هر کدام بود.این که هر کدامشان از چه راهی پیام خود را به انسان میرسانند و توضیح اینکه مثلا یک رسانه ی مکتوب(که کتاب مهمترین نمونه اش است) چگونه از بین سه روش ادراک انسان با جهان خارج(حس،خیال،تعقل) به زبان تعقل سخن میگوید و یا یک رسانه ی تصویری(که تلویزیون همه گیر ترینشان است) چیزی چندان فراتر از یک تحریک حسی به ما نمیدهد. و همچنین گفتیم که از اوایل قرن نوزده میلادی که تلگراف و عکاسی اختراع شدند، چه گونه کم کم جایگاه چند هزار ساله ی کتاب و مکتوبات را به عنوان رسانه های غالب و اصلی روزگار تنگ کردند و خود به جایش نشستند و طی سیری یکی دو قرنه در ترکیب با یکدیگر انواع رسانه های نوظهور چون سینما و تلویزیون و بعد ها اینترنت و ابزار های اجتماعی آن را به عنوان اشکال رسانه ای غالب و اصلی و فراگیر و همه پسند زمانه ی ما به وجود آوردند.

حالا این که این چیزها را بدانیم به چه دردمان میخورد؟این که کتاب و تلویزیون و رادیو و سایت اینترنتی و روزنامه و مجله هرکدام با کدام سطح ادراک بشر سرو کار دارند یا هرکدام در چه دوره ای بر دیگران غلبه داشته اند به چه کار زندگی روزمره مان می آید؟چرا وقت مردم را الکی میگیریم؟

ادامه مطلب...
۲۶ تیر ۹۴ ، ۰۵:۲۶ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
یاسین کیانی
سه شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۸ ق.ظ جهان تیغ
NSA. مغز جهان

NSA. مغز جهان

در سال 1388 که دکتر حسن عباسی از عمق نفوذ آژانس امنیت ملی آمریکا در شبکه های اینترنت و ارتباطی خبر داد کمتر کسی فکر می کرد این صحبتها تا به این حد حقیقت داشته باشد. بخشی از این صحبتها را که در مهرماه 90 بیان شده را مرور می کینم:

"تأکید می‌کنم که مالک اینترنت در جهان همین سازمان NSA یعنی آژانس امنیت ملی آمریکاست.آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا کنار "جاده بالتی‌مور، در شهر واشنگتن دیسی" در زیر زمین، تأسیسات عظیمی ایجاد کرده است که در مقابل حملات اتمی مقاوم است و آنجا به نوعی مغز جهان را به وجود آورده است. این مرکز 3 میلیارد پیام سایبری را در روز به دقت رصد می‌کند.

ساخنمان سازمان NSA در شهر واشنگتن دیسی امریکا

شبکه اینترنت کاملاً تحت کنترل و رصد سازمان امنیت ملی آمریکا است و اینکه عده‌ای در داخل کشور ما اعتراض می‌کنند که دولت به فضای اینترنت، امنیتی نگاه می‌کند اشتباه است زیرا واقعاً آمریکا از طریق این شبکه همه ما را کنترل می‌کند و همچون پادگان تحت فرماندهی اوست و رئیس این پادگان یک ژنرال در نیروی دریایی آمریکاست که به وزارت دفاع آمریکا مأمور می‌شود، بنابراین باید بدانیم رئیس این شبکه یک نظامی است. 

ادامه مطلب...
۲۳ تیر ۹۴ ، ۰۵:۰۸ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
جهان تیغ
دوشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۰ ب.ظ جهان تیغ
بررسی ارادت صدا و سیما به فک روستاییان

بررسی ارادت صدا و سیما به فک روستاییان

برنامه خندوانه در کنار ایتم های ظنز خود مانند جناب خان آبادانی، ایتم طنزی به نام بایرام نیز دارد. شخصیتی روستایی که به همراه همسر روستایی خود برای دقایقی نمایشی را در قاب تلویزیون اجرا میکنند.کمی آن سو تر شبکه یک سریال جاده قدیم را با موضوع داستان چند شخصیت روستایی و گاوشان روایت میکند. چند ماه پیش تر برنامه کلاه قرمزی نیز با شخصیت های روستایی خود در حال پخش بود، شخصیت هایی چون پسرعمه زا، گابی، جیگر، ببعی و.... روستاییان هر چند وقت سوژه سریال سازی صدا و سیما و عمدتا با محتوا طنز میشوند. در این یادداشت کوتاه به نحوه نمایش روستاییان در تمامی این سریال ها نمی پردازیم فقط از باب اشارت به چند نکته اشاره می کنیم. برای شروع این اشارت توجه شما رو به فک بایرام و فک شهرام حقیقت دوست در سریال جاده قدیم جلب می کنیم!:

بایرام، شخصیت روستایی برنامه خندوانه

 

شهرام حقیقت دوست در نقش شخصیت روستایی در سریال جاده قدیم

ادامه مطلب...
۱۵ تیر ۹۴ ، ۲۲:۰۰ ۳ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
جهان تیغ
شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ۰۵:۵۶ ق.ظ یاسین کیانی
تنفس دیجیتال (ما و جهان رسانه های مدرن 1)

تنفس دیجیتال (ما و جهان رسانه های مدرن 1)

درست در همان سالی که سید محمد خاتمی رییس جمهور ایران شد ،چند ماه مانده به حماسه ی ملبورن خداداد عزیزی،جی کی رولینگ ،نویسنده ی انگلیسی، اولین کتاب از مجموعه ی رمان نوجوانش را با نام هری پاتر و سنگ فیلسوف منتشر کرد مجموعه ای هفت تایی که تا امروز بیش از 450 میلیون نسخه از آن به هفتاد و سه زبان مختلف در دنیا به فروش رفته.

گذشته از همه ی نقدهای محتوایی وارد بر این چند رمان ، اگر شما هم در دوران کودکی و نوجوانیتان یکی از آن چهارصد و پنجاه میلیون هری پاتر خوان بوده  و لا اقل یکی از هفت کتاب رولینگ را خوانده باشید، به احتمال قریب به یقین همین حالا میتوانید خط اصلی داستان را تعریف کنید یا اسم آن دو تا دوست صمیمی هری در مدرسه یا آن شخصیت منفی عجیب و غریب کتاب را به یاد بیاورید،یا اگر هم مثل من از آن هری پاتر خورهای حرفه ای بوده اید و هر هفت کتاب را حد اقل دو سه بار خوانده اید و داستانش را دهها بار به زور به خورد این و آن داده اید قطعا دسته های جارو را به تفکیک سال تولید و تک تک وردها را به تفکیک نحوه ی تلفظ و کاربرد موردی از حفظید.

اما طی همان سالها که ما کتاب به دست و چوب  دستی در مشت و روتختی بر دوش به جنگ دشمنان میرفتیم، به اقتباس از آن هفت رمان،هشت فیلم سینمایی ساخته شد که به همان اندازه و حتی بیشتر مورد توجه و استقبال قرار گرفت.حالا دیگر اکثر آنهایی که لای کتابها را هم باز نکرده بودند لا اقل یک بار چشمشان به فیلمها خورده بود و لابد آنها هم مثل ما با رویای جادوییش عالمی داشتند .اما در واقعیت هیچکدامشان مثل ما نشدند،هیچ کدام از ورد ها را حفظ نبودند،هیچ وقت لوله ی خودکار را به سمت قلب کسی نشانه نمیرفتند و هرگز عینک گرد بغل دستیشان را به هزار بدبختی کش نمیرفتند ، حتی نمیتوانستند یک دور داستان را درست و حسابی تعریف کنند ،و حالا دیگر مسخره مان هم میکردند.

درک این تفاوت ، اولین تجربه ی برخورد خیلی از هم نسلان ما با این واقعیت بود که انتخاب نوع رسانه برای انتقال پیامی واحد، خواه ناخواه بر سطح و عمق تاثیر پیام و درک مخاطب و حتی گاه معنا و مفهوم پیام منتقل شده موثر است.اما چرایی و چگونگی این تاثیر سوالیست که  این یادداشت و چند یادداشت بعدی تلاشیست برای رسیدن به پاسخش.

ادامه مطلب...
۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۵:۵۶ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
یاسین کیانی
يكشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۸ ق.ظ علی حیدری
مراقب شاه عباسها باشیم!

مراقب شاه عباسها باشیم!

داستان یک سقوط؛ درسهایی برای امروز (2)

داستان یک سقوط روایتی است از دلایل سقوط سلسله صفویه و درسهایی که می­توان برای امروزمان برداشت کنیم.

 

هفته گذشته یادداشتی با عنوان « مراقب شاه سلطان حسینها باشیم » منتشر شد. طی آن یادداشت به شرح ماجرای سقوط سلسله صفویه و درسهای آن ماجرا برای امروزمان پرداختیم. در آنجا اشاره کردیم که چگونه بی کفایتی شاه سلطان حسین موجبات سقوط این سلسله را فراهم ساخت اما با یک نگاه جریان شناسی می توان گفت این سقوط صرفاً ناشی اشتباهات شاه سلطان حسین نبود بلکه ریشه های آن را باید در تصمیمات مقتدرترین شاه سلسله صفویه یعنی شاه عباس کبیر جستجو کرد. تصمیماتی که باعث تضعیف این سلسله و حتی به وجود آمدن حاکمان ضعیفی همچون شاه سلطان حسین شد. در این شماره قصد داریم به شرح این اشتباهات و درسهایی که برای امروزمان دارد بپردازیم.

 

ادامه مطلب...
۰۷ تیر ۹۴ ، ۰۵:۰۸ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
علی حیدری
يكشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۳ ب.ظ علی حیدری
مراقب شاه سلطان حسینها باشیم!

مراقب شاه سلطان حسینها باشیم!

داستان یک سقوط؛ درسهایی برای امروز (1)

داستان یک سقوط روایتی است از دلایل سقوط سلسله صفویه و درسهایی که می­توان برای امروزمان برداشت کنیم.

در دوره اصلاحات عده­ ای به ظاهر روشنفکر که متأسفانه بعضاً در پستهای کلیدی کشور نیز قرار داشتند نیروهای انقلابی را که نسبت به خطر دشمن هشدار می­ دادند را به توهم توطئه متهم می­ کردند. آنها نیروهای دلسوزی را که خطر دشمن را به وضوح مشاهده می­ کردند را به نوعی بیماری روانی نسبت می ­دادند و تمام سعی خود را برای انکار دشمن بکار می ­گرفتند. اکنون نیز قلم به مزدهای دشمن همان سناریو را با برچسب «دلواپسها» دنبال می­ کنند. 

جالب آنکه همین جماعت در وقتی کشور با تهدیدات جدی دشمن روبه رو می­ شود پرچم سفیدشان را به نشانه تسلیم بلند می ­کنند و امام جامعه را نیز به تسلیم در مقابل دشمن فرامی­ خوانند.

رهبر معظم انقلاب در آن سالها با طرح موضوع «شاه سلطان حسین­ها» به این جماعت پاسخ دادند.

« اگر آن روز که شاه سلطان حسین در مقابل افغانها با این بهانه که اگر تسلیم نشویم و دروازه اصفهان را در مقابل هجوم آنها باز نکنیم، ممکن است عدّه‌ای کشته شوند، بر مردان غیوری که در اصفهانِ آن روز بودند - چه انسانهای غیرتمند سپاهی و چه مردم عادّی - تکیه می­ کرد و می­ ­گفت من در مقابل دشمن تسلیم نمی­ ­شوم، قطعاً عدّه کمتری از ملت ایران، از مردم اصفهان و از مردمی که در حمله افغانها از دست رفتند، کشته می­ شدند و ملت ایران آن ذلّت و ننگ را هم تحمّل نمی­ ­کرد.»[1]

ادامه مطلب...
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۳ ۱ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
علی حیدری
جمعه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۱۶ ب.ظ یاسین کیانی
مرا به خیر تو امید نیست...!

مرا به خیر تو امید نیست...!

 

به آمار های زیر توجه کنید:

دانشگاه سیستان و بلوچستان با دارا بودن بیش از بیش از بیست و یک هزار دانشجو و سالانه سه هزار دانشجوی جدید الورود پس از دانشگاه تهران دومین دانشگاه پرجمعیت کشور به حساب می آید(1)به گزارش ریاست دانشگاه سیستان و بلوچستان ،ثبت نام در این دانشگاه در 70 رشته ی کارشناسی ارشد و 26 رشته گرایش در مقطع دکتری انجام میشود. و در حال حاضر ظرفیت اعلام شده ی این دانشگاه بیش از تعداد متقاضیان میباشد.همچنین در پردیس بین الملل شماره 2 این دانشگاه تعداد 2200 دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و 250 دانشجو در مقطع دکترا مشغول به تحصیلند.(2) 

دانشگاه زابل با دارا بودن 8 دانشکده ، یک پژوهشگاه در قالب سه پژوهشکده و یک مرکز تحقیقات و با بیش از ده هزار نفر دانشجو، صد و ده رشته و گرایش تحصیلی،در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد،دکتری حرفه ای و دکتری تخصصی،در دوره های روزانه و نوبت دوم،بالغ بر 392 نفر عضو هیئت علمی تمام وقت،مجتمع عظیم 8000 هکتاری آموزشی و پژوهشی،آزمایشاههای مجهز و پیشرفته و نیز مرکز کامپیوتر و سایت اینترنتی منحصر به فرد در بین دانشگاههای کشور،بدون شک یکی ازمراکز مهم آموزش عالی در شرق کشور به حساب می آید(3)

تعداد دانشجویان مراکز و واحد های دانشگاه پیام نور در استان (10 مرکز و واحد) بالغ بر بیست و یک هزار نفر است (4)

به گفته رییس واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد اسلامی 3671 دانشجو در 19 رشته کارشناسی ارشد و 2 رشته در مقطع دکترا مشغول به تحصیلند (5)

 

...

 

حالا این همه را بگذارید کنار آمار نرخ بیکاری و سطح رفاه و رشد فقر و مهاجرت از استان و آمار ابتلا به  انواع بیماریهای واگیر و غیر واگیر(سل، ایدز،تالاسمی ...) و سطح امکانات و خدمات بهداشتی و تعداد مراکز صنعتی و کارخانه ها و میزان تولیدات کشاورزی و به طور کلی رشد واقعی اقتصادی و علمی در سطح استان که اگر نگوییم در تمام مقایسه های واقعی جزء آخرین رده های  همه ی رده بندی ها هستیم، قطعا مانند دانشگاههایمان هم چنین افتخار آفرینانه حائز عناوین برتر کشوری  نخواهیم بود !

حال باید دید چه تناسب و تقارنی بین این دو دسته واقعیت آماری استان وجود دارد؟ از تاسیس اولین دانشگاه در استان چیزی بیش از  نیم قرن میگذرد یعنی تا به امروز  دهها  نسل از فارغ التحصیلان دانشگاهی از این مراکز خارج شده اند و بودجه های سالانه ی این دانشگاهها را که ضربدر سنوات کارشان بکنیم ، رقم حاصله هوش از سر هر جنبنده ای میپراند.و حالا سوال اینست که مگر نه اینکه دانشگاه محل تولید علم است و پرورش عالم ؟ و  علم و عالم تولید شده حالا پس از این همه سال و این همه هزینه  باید جایی به کار آمده باشند  و  این به کار آمدن تاثیری عملی در بهبود شرایط موجود داشته باشد؟ و مگر نه اینکه عالم بی عمل را بزرگان ، زنبور بی عسل خوانده اند؟

ادامه مطلب...
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۶ ۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰
یاسین کیانی